تبلیغات
یا قائم آل محمد - پرده‌ی پنجم / رنج عاشق

پرده‌ی پنجم / رنج عاشق

پنجشنبه 25 آبان 1391  12:28 ق.ظ

نوع مطلب :در فراق یار ،




{ می گفت: راستی رنج عاشق در گرفتاری خودش نیست؛ که در رنج محبوب است. }

دخترهای دوقلوی خواهرم، هستی و حسنا جان،
این کودکان بهشتی کوچک، به دو سالگی هم نرسیدند و چند وقت پیش درس بزرگی به من دادند.
دور از جان نازنین شما،
حسنا مریض بود، اما هستی غمگین و ناراحت بود ..
حسنا مریض بود، اما هستی پا به پایش همراهی اش می کرد و همیشه کنارش می خوابید ..
حسنا مریض بود، اما هستی آرام و قرار نداشت و غذا نمی خورد ..
حسنا مریض بود، اما هستی وزن کم کرد ..
غربت کسی در نظرم آمد ....................

{ می گفت: رنج محبوب، رنج توست و این از وحدت عشق و از حضور محبت است، که دورها را نزدیک می کند و تیغ پای دوست را بر چشم تو می گذارد. }

یا حجت بن الحسن ...
عمری‌ست به دروغ خودم را عاشق و شیدای تان جا زدم ..
که اگر واقعا عاشق‌تان بودم، این همه غریب نبودید در کنارم ..
همیشه در کنارمان بودید و برایمان دعا کردید ..
مولا جان، شرمنده ایم ...



یا ستّارالعیوب ؛
به خواست خدا و همت دوست عزیزی، می‌خواهیم در ظلمتکده‌ی فراموشی‌ها، شعله‌ای برافروزیم و نشان دهیم پرده‌هایی از نمونه‌های زندگی خود یا اتفاقات اطرافمان که امید می‌رود رنگی خدایی داشته باشد. از نگاه‌ها و تجربیات خود بگویید، آنهایی که نورشان را از خدا گرفتند. ظلمت در انتظار پرتو مشعل‌هاست ..
پرده‌ی اول / دوم / سوم : منتظر پرواز
پرده‌ی چهارم : حبیب خادم
پرده‌ی پنجم : همین پست
و پرده‌های بعدی ان شاء الله ادامه دارد ...

نوشته شده توسط: paradise | آخرین ویرایش:جمعه 11 اسفند 1391 | نظرات() 

سما
جمعه 26 آبان 1391 02:37 ق.ظ
خیلی خوشم اومد واقعا خودمو میگم خیلی از مرحله عشقو عاشقی پرتم ....پرته پررت ....
التماس دعا
پاسخ paradise :

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو دایما بر در دل حاضر است
رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش
نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته‌ی کار باش
فاطمه
جمعه 26 آبان 1391 01:58 ق.ظ
آه ...
یک چشمم زلیخا
آن یکی یعقوب شد

حال یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟

پاسخ paradise :

دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را
.
.
امید داریم روزی از این نابینایی خلاص شیم ..
حبیب خادم
پنجشنبه 25 آبان 1391 10:20 ق.ظ
یشكست اگر دل من بفدای چشم مستش
سر خم می سلامت شكند اگر سبوئی
پاسخ paradise :

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
منتظر پرواز
پنجشنبه 25 آبان 1391 07:43 ق.ظ
ارتباط زیبایی بود از اتفاق روزمره تان.
تفاوت داشت با آن چه ما می بینیم و می نویسیم.
بابت همراهی شدن، ممنون.
دوقلو ها را ببوسید.
پاسخ paradise :

سلام و سپاس ..
خواهش می‌کنم، وظیفه بود ..
ضعیف‌تر از آنیم که به چشم می‌آییم ..

کاش که این حرفها فقط در ظرف کلام و کلمه نباشد ...!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.